ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
19
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) دو طرف آويخته بود . واقدى از ثورى ، و اسرائيل و شيبانى و قيس از ابو اسحاق نقل مىكنند كه مىگفته است * على ( ع ) را ديدم در حالى كه موهاى سر و ريش او سپيد بود . شهاب بن عبّاد عبدى از ابراهيم بن حميد ، از اسماعيل بن عامر نقل مىكند كه مىگفته است * هرگز مردى را نديدم كه ريش او چون على ( ع ) پهن باشد . ميان دو شانهاش را انباشته و سپيد بود . فضل بن دكين و عفان بن مسلم و سليمان بن حرب ، از قول ابو هلال ، از سوادة بن حنظلة قشيرى نقل مىكنند كه مىگفته است * على ( ع ) را ديدم كه ريش او زرد بود . عبد اللَّه بن نمير و اسباط بن محمد از اسماعيل بن سلمان ازرق ، از ابو عمر بزاز از محمد بن حنفيه نقل مىكند كه مىگفته است * على ( ع ) يك بار با حنا خضاب بست و ديگر آن كار را رها فرمود . وهب بن جرير بن حازم از قول پدرش ، از ابو رجاء نقل مىكند كه مىگفته است * على ( ع ) را ديدم در عين حال كه جلو سرش موى نداشت سر و چهرهاش چنان پرموى بود كه گويى پوست گوسپند بر سر خود پيچيده است . عفان بن مسلم از ابو عوانه ، از مغيرة ، از قدامة بن عتاب نقل مىكند كه مىگفته است * على ( ع ) داراى شكم ستبر و شانههاى فراخ و عضلات بازوى ورزيده و در عين حال ساعد كشيده و ظريف بود و همچنين در عضلات و ساق پايش همان حال مشاهده مىشد . يك روز زمستانى او را ديدم خطبه مىخواند پيراهنى پشمينه بر تن داشت و دو ازار قطرى و عمامهاى كتانى از همين نوع كه در شهر شما بافته مىشود . فضل بن دكين از رزام بن سعد ضبّى نقل مىكند كه مىگفته است * از پدرم شنيدم كه على ( ع ) را چنين توصيف مىكرد كه مردى ميانه بالا و شانه ستبر و داراى ريش بلند بود . رنگ چهرهاش چنان بود كه از دور مىگفتى سيهچرده است و چون از نزديك او را مىديدى به گندمگونى از سيه چردگى نزديكتر بود . واقدى از ابو بكر عبد اللَّه بن ابى سبرة ، از اسحاق بن عبد اللَّه بن ابى فروة نقل مىكند كه * از ابو جعفر محمد بن على [ حضرت باقر ( ع ) ] پرسيدم : صفات ظاهرى على ( ع ) چگونه بود ؟ گفت : سيهچرده بود و چشمهايش درشت و مشكى و شكم آن حضرت ستبر و جلو سرش بدون مو و در عين حال به كوتاه قامتى نزديكتر بود .